خب خب...می بینم که بیش از یه هفته نبودم،به جز فرناز خانوم هیچ کس یاد من نیفتاد!...منو بگو که می خواستم ازتون واسه ده روز خداحافظی کنم و بگم وقتی نیستم بچه های خوبی باشید تا برگردم!...در هر صورت اهل بی خبر رفتن نیستم،با اجازه تون آقا ما رو طلبیده خوبش هم طلبیده...امشب اگه اتفاقی رخ نده مسافر سوئیس هستم و چهار روز اونجا می مونم و بعد هم قراره سه چهار روز آلمان باشیم،گفته می شه که هوا الان اونجا-خصوصا سوئیس-سرده و من هم که بدشانس دم رفتنی سرما خوردم،البته خودمو این دو سه روزه بستم به آمپول و شربت و قرص ولی خب هنوز کمی از بی حالی و کرخی بیماری باقی مونده...علاوه بر این خوش بیاری ها،همون طور که در یکی از پستهای قبلیم گفتم،این سفر مقارن شد با شروع فیلمبرداری فیلم مون،درست از فردای روز سفرم کارهای فیلمبرداری هم در جنگل های شمال با کلیه عوامل شروع می شه و من از قافله جا می مونم...البته قراره به محض مراجعت از اروپا بهشون ملحق بشم ولی خب روزهای اصلی کار رو که صحنه های کلیدی در اون برداشت می شه از دست می دم...محض اطلاع شما برای فیلم ما با بازیگران مطرحی مثل شراره رخام صحبت و از اونها دعوت به همکاری شده و ضمنا قراره بازیگرانی از کشور چین هم به ما ملحق بشن،در مورد ساخت این فیلم گزارشی هم روی سایت فارسی زبان شینهوای چین منتشر شده که می تونید با مراجعه به آدرس زیر اونو مطالعه کنید:
اگه حوصله داشته باشید و علاوه بر متن روی عکس های شماره دار زیر گزارش کلیک کنید به ترتیب،عکس استاد من حین اجرای موسیقی،عکس تست بازیگری من روی یکی از صحنه های رزمی با استادم(من بیچاره تست هم داده بودم و به کار نرسیدم!)،عکس محیا (یکی از شاگردای خردسال) در مراسم ششم مهر در دانشکده زبان های خارجی،تصویر گروه رقص شیر در همون مراسم،تصویر مصاحبه خبرنگار چینی با یکی از شاگردان استاد که با ووشو تونست دوباره به زندگی برگرده،و در آخر تصویر یکی از شاگردان ارشد استاد رو در حال آموزش مشاهده کنید.
چیه؟شما که فکر نکردید قراره من توی فیلم استادم رو شکست بدم؟جکی چانش هم اول کتک خور بروسلی بود،در این وادی اول باید کتک خورد تا کتک زد!...خب دیگه ایشالا در نبودم بهتون خوش بگذره،همچنان بهم سر نزنید و کامنت ندید،دستتون درد نکنه!(چشمک)....بدی و خوبی ازم دیدید حلال کنید،تا دیدار بعد خدا نگهدار!