خب دوباره بعد یه مدتی پیدام شد...عرض به حضورتون که اینجانب می خواستم روز شنبه آپ کنم و با یه خبر دسته اول اومده بودم که کامپیوترم بدون هیچ دلیلی هنگ کرد و بعد هم سکته زد و بعدشم دیگه بالا نیومد!ریست کردن و حتا نصب مجدد ویندوز هم دردی رو دوا نکرد...هرچند از ریخت ناجور آرم ویندوز موقع بالا اومدن فهمیدم که یحتمل زرت یکی از قطعاتش قمصور شده و حدسم امروز عصر که بعد از دو روز فرصت کردم دستگاه رو ببرم تعمیرگاه به یقین مبدل و مشخص شد که کارت گرافیکیم سوخته...خلاصه مبلغی رو از جیب مبارک اخت شدیم تا بتونیم الان در خدمت شما باشیم...(حالا یکی نیست بهم بگه مگه خیلی پی ات فرستاده بودن که داری می گی کجا بودی؟محض رضای خدا یکی در این مدت پرسید کجایی؟-با خودم بودم ها،یه وقت به دل نگیری خوشکله!چشمک!!)
بگذریم،جونم براتون بگه که...همین اول بسم اللهی می خوام برای خودم نوشابه باز کنم...یادتونه چند پست قبل گفتم که دم عید برامون مراسم تجلیل گرفتن و به بچه های گروهمون که در مسابقات چین و گرجستان مدال گرفته بودن لوح تقدیر دادن؟...خب حالا می تونید گزارش مصورش رو از طریق لینک زیر بخونید:
البته طبق معمول من توی عکس ها نیستم و دلیلش هم واضحه چون من اون روز به عنوان عکاس در صحنه ظاهر شدم و عکس هایی که پایین صفحه از اجرای مراسم می بینید رو بنده گرفتم با اجازه تون!(لبخند دندان نما)...همون طور که می بینید و قبلا هم گفته بودم اکثریت با خانوم هاست چرا که دو ردیف آخر در واقع کسانی هستن که در کلاس باهاشون تمرین می کنم و ضمنا عکس یکی از خانومها به دلیل نامعلومی(شاید برای این که تساوی بین تعداد و دختر و پسر به وجود بیاد)حذف شده...از میون هم کلاس های من هم روزبهان با هشت و یگانه با هفت سال سن جوونترین اعضای گروهمون هستن...پیرمردشون هم که منم!(چشمک)...خب بخوایم منصفانه هم قضاوت کنیم کار درست رو اونها می کنن که از سن پایین شائولین رو شروع کردن و اگه ادامه بدن شک نکنید که در سه چهار سال آینده به تیم ملی می رسن...خوش به حالشون...اگه من فقط نصف اونها زمان یا انعطاف بدنی داشتم....چی؟چی می شد اون وقت؟هیچی دیگه رزمی کار بزرگ دیگری به جهان معرفی می شد...این که سوال نداره!!...چه کنیم دیگه،ما نسل سوخته ایم و استعدادهامون همین جور داره هدر می ره!(لبخند دندان نما+صورتک خشنود!).....
خب دیگه همینو می خواستم بگم،آخر خود تحویل گیری،بعد این همه مدت اومدم تمام پستم شد تعریف از خود...ولی خدا می دونه خیلی خیلی سرم شلوغ شده...از ظواهر امر این طور برمی آد که امسال سال پرکاری برام خواهد بود...نه فقط در ورزش که در محل کار هم قراره ارتقاء پیدا کنم و به احتمال زیاد سرپرستی بگیرم و چند تا نوچه بیاد زیر دستم...البته خیال نکنید خیلی گنده می شم ها،ولی خب یه نیمچه رئیسی می شم واس خودم و چندر غاز می ره روی حقوقم...دل خوش کنیه البته،توی شرکت دولتی خیار و کمبزه زیاد فرقی نمی کنه ولی روی هم رفته نشنیده بگیرید ازم تا وقتی که خودم خبرتون کنم....
خب دیگه برید سر درس و مشقتون،قراره امسال امتحانها زودتر شروع بشه پس تنبلی نکنید و درس بخونید،تابستون وقت کافی خواهید داشت که بیاد سراغم....خوش باشید بچه ها،باقی هفته بهتون خوش بگذره!