‏نمایش پست‌ها با برچسب اولین پست سال و دهه نود. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اولین پست سال و دهه نود. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ فروردین ۸, دوشنبه

اولین پست سال و دهه نود

سلام...سال نو مبارک!...ایشالا سال و دهه بسیار خوبی در پیش رو داشته باشین و ده سال دیگه وقتی به این نقطه می رسین خودتون رو از هر نظر جلو و بالاتر از الان ببینین....

امروز داشتم فکر می کردم که هیچ متوجه شدیم که تمام روزهایی که از شروع سال تا به امروز سپری شد،اولین از نوع خودش بوده؟منظورم اینه که از دوشنبه که عید بود،ما اولین دوشنبه سال و دهه رو تجربه می کردیم و بعد به ترتیب سه شنبه،چهارشنبه و...تا رسیدیم به امروز که چرخه تکرار شد...شما رو نمی دونم،ولی برای من همیشه اولین ها مزۀ دیگه ای داره،انگار از جنس متفاوتی باشه...اولین روز مدرسه،اولین دوست،اولین پول تو جیبی،اولین عشق!...هیچ یادمون مونده اولین بار از کی خوشمون اومده؟معمولا این یه مورد از یاد کسی نمی ره...یادش به خیر برای من بیست سال پیش بود!...جان؟نخیر سن خودت زیاده،من یه کم زود شروع کردم وگرنه سنی نداشتم...بچه بودم،بچه و ساده انگار...البته فکر نمی کنم الان هم خیلی بزرگ شده باشم،هنوز در بعضی موارد ساده اندیشی دوران بچگی مو دارم،انگار هیچ وقت قرار نیست در اون زمینه بزرگ بشم...

امسال رو متفاوت شروع کردم،بین خودمون بمونه ولی نوشتن چهارمین کتاب و دومین رمانم رو شروع کردم...اسمش فعلا سوداگره و داستان پسری است که در نوجوونی یه نفر رو که خیلی براش عزیز بوده گم می کنه و سالها بعد،وقتی به اندازه همون سن نوجوونیش بزرگتر شده بوده،اونو پیدا می کنه و نکته جالب اینه که با گذشت سالها اون هنوز همون سنی است...چی؟چیکار کنم خب؟من عادت دارم تم های غیر از آدمیزاد بنویسم،احتمالا این کتابم هم مثل سه کتاب قبلیم توقیف می شه!....البته طبق معمول هیچ اهمیتی نمی دم،جلوی هرچیزی رو بشه گرفت جلوی قلم رو نمی شه،یه روزی کتابهای من هم سر از ویترین مغازه ها در می آره،چه باشم،چه نباشم!....

سال خوبی داشته باشد بچه ها،از صمیم قلب آرزو می کنم که دهه جدید دوره ای باشه که همه به آرزوهای ریز و درشتمون می رسیم...آخرهفته و چند روز تعطیلی باقی مونده بهتون خوش بگذره،عیدتون هم مجددا مبارک،صد سال به از این سالها!