این روزها تحت فشار بی سابقه نگم ولی کم سابقه ای هستم...نه این که بخوام گله بکنم که خاصیت یه مملکت بی در و پیکری مثل اینجا اینه که یا هیچی برات جور نمی شه،یا همه با هم جور می شه...و از اونجایی که می دونی این شرایط موقتیه،سعی می کنی تا می تونی از آب گل آلود ماهی بگیری...شده حکایت من!این سال هشتاد و نه شاید یکی از پر موقعیت ترین سال های عمرم بوده و گزاف نیست اگه بگم دارم فرصت بارون می شم...تموم اون چیزهایی که در طی این سال ها برخورداری از یکی شون برام آرزو بود حالا همه یه جا ریخته سرم و واقعا نمی دونم چه بایدم کرد؟!!....آره مینا خانوم من گفتم به این زودی ها گوشم دراز نمی شه چون به روند روزگار عادت کرده بودم که اونی که می خوام رو بهم نمی ده،پس به اطمینان اون گفته بودم هرگز،ولی یهو برگردی ببینی روزگار چنان سخاوتمند شده که در کنار باقی بذل و بخشش هاش،اونو هم می ذاره فراچنگت،خب باید خیلی ناشکر باشم بگم نه!...صد البته با این همه گرفتاری که واس خودم درست کردم شک ندارم که این موقعیت رو از دست خواهم داد،انگاری روزگار حالا هم که هوس کرده بهمون حال بده در شرایطی می خواد بده که نتونم ازش بهره مند شم!...آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟؟....این همه مدت من باد تو دلم نبود سوت بزنم،تسبیح می چرخوندم واسه جور شدن موقعیت،حالا در این ترافیک کاری من چه طور تو رو هم داشته باشم؟؟...خدائیش خیلی تحت فشارم،فقط چون پرروئم هیچ کمکی نمی گیرم وگرنه هیچ وقت مثل الان نیازمند نبودم!
چه فایده از الان اومدن؟می آی و اون چیزی که انتظار داشتی رو نمی بینی و می ری،غافل از این که من خدا می دونه می خوام،ولی نمی شه!جون خودم،جون تو،جون سگ همسایه نمی شه!...اگه بدونی چه قدر گرفتارم؟آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
جان؟آره من خیلی کله شقم ولی خب این بار اومدم یه کم عادی باشم مثل باقی آدمهای روی کره زمین بگم یه کم برام دعا کنید تا کارهام روی روال پیش بره،الهی خیر ببینید،جای دوری نمی ره ها!مطمئن باشید جبران می کنم،قول مردونه!
خب دیگه برم،یه کوه حرف دارم ولی حس گفتنش نیست،فقط اگه دیدید یه جا تیتر زدن یه فرهادی ترکید و صد تیکه شد بدونید خبر مربوط به من بوده،کم آوردم خلاصه ....(چشمک)...چی؟خودکشی؟زبون تو گاز بگیر!این حرفها چیه؟حاضرم زیر تجمع فرصت له بشم ولی خودکشی....از سقف برو بالا!.....خیلی خب،برم،برم که واقعا نمی دونم به کدوم کارم برسم،شما هم این روزها که می رید سفر و خوش گذرونی و احتمالا زیارت،جای منو در تموم کاراتون خالی کنید،به خدا من هم دوست داشتم اون کارها رو انجام بدم،ولی نمی رسم،نمی شه!نمی شه دیگه!!!.....خوش باشید بچه ها،ممنون که به غرغر هام گوش کردین!